دیدنیها و شنیدنیها

لباس خوشگل،عکس دختر بچه،عکس جدید،عکس مدل لباس،عکس عروس،عکس بازیگران،عکس لباس دختران،انواع مانتو،کلیپ موبایل،مدل

اس ام اس وپیامک ویژه محرم

اس ام اس شهادت حضرت علی اکبر (ع)

زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای / به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای

پدرت آمده در سینه تلاطم دارد / از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد

غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا / آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا

&&&&&

فریاد می کشید اکبر که آب نیست / این آب دست دوزخیان است وخواب نیست

سیلی به مشک خالی شان مینواختند / گویی جوانمردی ای دیگر به کار نیست!

&&&&&

بسته اهل آسمان / دل بر عشقِ تو جوان

این شادیِ دشمنان / آتش می زند به جان

لاله گونِ چاکِ چاکم / سرو افتاده به خاکم

یا علی اکبر

&&&&&

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان / مثل تیری که رها می شود از دست کمان

خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود / بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود

&&&&&

اس ام اس شهادت حضرت علی اکبر (ع)

زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای / به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد / از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا / آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا

&&&&&

فریاد می کشید اکبر که آب نیست / این آب دست دوزخیان است وخواب نیست
سیلی به مشک خالی شان مینواختند / گویی جوانمردی ای دیگر به کار نیست!

&&&&&

بسته اهل آسمان / دل بر عشقِ تو جوان
این شادیِ دشمنان / آتش می زند به جان
لاله گونِ چاکِ چاکم / سرو افتاده به خاکم
یا علی اکبر

&&&&&

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان / مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود / بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود

&&&&&

اس ام اس شهادت حضرت علی اصغرعلیه السلام
قلبِ رباب چشم حسین خون شده / گلوی اصغرش چه گلگون شده

&&&&&

در کرب و بلا ظلم و ستم حکمِ روا شد / خون بر دلِ زهرا و علی شیرِ خدا شد
تیر سه سر و پُر شده از زهر شرر بار / آن قسمت حلقوم علی اصغر ما شد

&&&&&

طفل عطشان مرا خنده به رویش مزنید / تیرِ زهرین شده را زیرِ گلویش مزنید
اصغرم تشنه و بی تاب شده در بغلم / طفل بی تاب مرا ضربه به سویش مزنید
ای خدا بی خبران دل نگران است رباب / تیر بر حنجره ی طفلِ نگویش مزنید

&&&&&

این فرات بی وفا تنها سراب است آب آب / نغمه ی پیوسته ی طفلِ رباب است آب آب
از برای مرغک لب تشنه ی بامِ حسین / تا قیامت جمله ی دل ها کباب است آب آب

&&&&&

دنیا همه دیوانه و شیدای حسین است / مُهر همگان خاکِ کفِ پای حسین است
رمزی که شود ضامن ما در صفِ محشر / لبخند علی اصغر زیبای حسین است

&&&&&

لالا لالا به طفل نیمه ساله / چه گویم ای خدا با اشک و ناله
زدی ای آب، آتش موج کم کن / فرات بی وفا آبش زلاله

&&&&&

اشک
دلِ ما را نگران کرد
خونْ دلِ هر دو جهان کرد
حرمله بهرِ جفایش
تیرِ خود را به گمان کرد
دستِ صیاد از او درِّ صدف می گیرد
حرمله زیرِ گلو را چو هدف می گیرد
دلِ مولا شده پر خون
علی اصغر شده گلگون

&&&&&

اصغرم خوابه یا که سیرابه / قلبِ آقایم از چه بی تابه
پشت خیمه ها اصغرم تنها / ای شه گل ها هرگز نخوابه

&&&&&

می‌برمت تا که بگم علی من تشنه لبه
منتظرم توی حرم خانم رباب و زینبه
گشتی منو مهربونم خنده مزن پیش بابا
بازی نکن طفل گلم با دلِ آتیشِ بابا
غصه‌ نخور اصغر من کی می‌گه دل هراسونه
می‌رم که سیرت بکنم آب فرات فراوونه

&&&&&

اس ام اس شهادت حضرت قاسم بن حسن (ع)

حیدر نصب و حسن نما فاطمه خو / سیزده بار زمین گشت به دور قد او
از گلشن بضعه رسول الله و / وان گل که گرفتند حتی از او بو
با نیزه و تیغ و نیزه و سنگ و شمشیر / کم کم قد او گشت هم قد عمو
صد دفعه ز احضار کشنده تر بود / هر دفعه که نیزه بر تنش رفت فرو

&&&&&

شیر حق را صید خود پنداشت خصم گرگ / خو برق شمشیرش چو دید از اشتباه آمد برون
من نمیگویم چه شد رفتار با آن تشنه کام / لیک گویم از نهاد سنگ آه آمد برون

&&&&&

بشکافت کوفیان را صف و زد بقلب لشگر / چه خوش است از غزالی همه گرگها رمیدن
بجواب اهل کوفه بزبان حال میگفت / چه خوش است ناسزاها به ره خدا شنیدن
زند آتشم حسانا غم شاهزاده قاسم / بنگر بدست گلچین گل نوشکفته چیدن

&&&&&

سوی میدان تاخت قاسم چون صدای العطش / از خیام کودکان بی پناه آمد برون
از پی نوشیدن جام شهادت آن یتیم / چون در خونین ز دریای سیاه آمد برون
هر که بوسید از ارادت آستانش را رسا / رفت آنجا با گناه و بی گناه آمد برون

&&&&&

بسکه میدان رفتن تو ، بر عمویت مشکل است / دست یابی تو ، بر این آرزویت مشکل است
دیگر از هجران مگو ، ای یادگار مجتبی / بر مشام جان ، فراق عطر و بویت مشکل است

&&&&&

چو اعدا دیدم قاسم را که اندر تن کفن دارد / همه گفت از ره تحسین عجب وجه الحسن دارد
رخش چون پرتو افکن شد در آن وادی فلک گفتا / خوشا حال زمین را کو مهی در پیرن دارد
لبش افسرده همچون گل ز سوز تشنگی اما / تو گوئی چشمة کوثر در این شیرین دهن دارد

&&&&&

گذشت فصل گل و موسم خزان گردید / زچشم لاله رخان اشک غم روان گردید
ببام قصر سحر هاتفی چنین میگفت / بهار گلشن ما دوستان خزان گردید
برفت بلبل مستان ز ساحت بستان / قد صنوبر و سرو سهی کمان گردید
همای جان چه از این گلبن بدن پرزد / بشب ابر چو خورشید و مه نهان گردید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: